مامور پليس جلو چشم عدهاي از دانشآموزان و هنرجويان هنرستان شهيد مدني زارچ و حاضران به گونهاي به معلم حمله ميكند كه چند نفر نميتوانند جلو مهاجم را بگيرند و او را آرام نمايند و از تعدي و حمله باز دارند!!نويسنده قصد تعميم اين عمل خلاف انساني و اخلاقي را ندارد و از همه كساني كه در كسوت نيروي انتظامي و نظامي براي برقراري نظم و آرامش و اجراي صحيح قانون صادقانه خدمت ميكنند سپاسگزاري مينمايد اما به مديران ذي ربط به ويژه در آموزش و پرورش متذكر ميگردد: جنبه شخصي و فردي جرمي كه اتفاق افتاد را به ضارب و مضروب واگذار كنند، هر كس خود تكليفش را بهتر از ديگران ميداند تا به هر طريق ميخواهند عمل كنند اما بدانند چشم همه معلمان و جامعه به آنها دوخته شده است تا اگر نميتوانند آب رفتهرا به جوي باز گردانند حداقل ثابت كنند در جهت تسلاي خاطر جامعه فرهنگيان و دانشآموزان و عموم دانشپژوهان با اين بياحترامي كه به معلم آن هم در ايام بزرگداشت مقام معلم شده چه اقدامي انجام خواهند داد؟ خوشبختانه ...............
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه 30 اردیبهشت1391ساعت 0:10  توسط یک خبرنگار یزدی
|
روزی که در یکی از شهرداریهای یزد کنار عدهای نشسته بودم تا نوبت فرا رسد و ....مراجعان هر یک از بدرفتاری و بداخلاقی عدهای از کارمندان در آن اداره سخن میگفتند بعضی که به آنها گفته بودند باید ساختمان احداثیشان را تخریب کنند گریه میکردند. عدهای هم به زمین و زمان بد میگفتند و زیر لب یا با صدای بلند جملاتی زمزمه میکردند ..عدهای هم نفرین میکردند تنی چند هم به جای یک ماه معطلی از ماهها دوندگی و نتیجه نگرفتن داد سخن میدادند. .....با خود میاندیشیدم آن گاه که شهردار یزد را استیضاح کردند دموکراسی خواهی حکم میکرد وقتی 5 نفر از 9 نفر اعضای شورای شهر مخالف استیضاح هستند شهردار به کارش ادامه دهد اما ...یکی از حاضران که در گوشه راهرو روی دو پای خود نشسته بود ناگهان از جا پرید و گفت برو بابا، شهردار با فلانی رفیق است و کسی تاکنون نتوانسته بالای چشمش بگوید ابرو! مختصری تن صدایم را بلند کردم و گفتم آقا ببخشید قرار است آن ماجرا را در هفتهنامه آیینه یزد بنویسم گفت هرجا میخواهی بنویس فایدهای ندارد و به نتیجه هم نمیرسی؟! ....
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه 27 اردیبهشت1391ساعت 16:58  توسط یک خبرنگار یزدی
|

برگزارکنندگان این برنامه از فرط آزمندی به جای 3000 صندلی برای 4000 صندلی بلیت گران بفروشند و کودکان نازنین مردم را در یک محوطه تنگ گرد آورند و در نهایت نادانی و جهالت و بی رحمی حتی اجازه ندهند پهلوی مادرهایشان بنشینند!....
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه 27 اردیبهشت1391ساعت 8:46  توسط یک خبرنگار یزدی
|

متاسفانه در استان یزد با توجه عدم مدیریتی که از جانب دستگاههای مسئول صورت گرفته حتی در دوسال گذشته هیچ برنامه ای در روز خبرنگار از طرف اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان یزد برگزار نشد و خبرنگاران واقعی به حاشیه رانده شدند و چاپ ویژه نامه های غیر قانونی برخی روزنامه های سراسری و نهادهای پولدار استان - ورود عده ای به اسم خبرنگار که هیچ فعالیتی در این زمینه ندارند و فقط نام رسانه را یدک می کشند نیز به این مشکلات اضافه شده و ظلم به خبرنگار را در یزد مضاعف نموده است . فقط استانداری یزد و حمایت شخص قائم محمدی مسئول روابط عمومی استانداری یزداز رسانه ها باعث سرپا نگه داشته شدن و دمیده شدن روح در کالبد بی جان نشریات محلی شده است .اکنون یکی از نشریات اصولگرا کاریکاتوری را درج نموده که ریشه در اختلافات بین اصحاب رسانه دارد و درست یا نادرست اختلاف داخلی بین برخی مطبوعاتی ها را عمومی نموده است. به نظر این حقیر این رویه اصلا درست نیست و .............. در متن این کاریکاتور آمده است: شناسایی کنید و جایزه بگیرید و ......
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه 26 اردیبهشت1391ساعت 16:1  توسط یک خبرنگار یزدی
|
+ نوشته شده در دوشنبه 25 اردیبهشت1391ساعت 13:15  توسط یک خبرنگار یزدی
|